تبليغاتX
گفتگوهای تنهایی
 

 

 

 

   چند قدم مانده تا حجم بی انتهای طلوع

       من این فاصله کوتاه را چه سنگین قدم می زنم ...

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت 15:10  توسط فاطمه | 

تحلیل فوکو از انقلاب و به تبع آن از انقلاب اسلامی مبتنی بر دیدگاه وی درباره مقولات قدرت و تاریخ است . فوکو ، در بررسی تاریخ و اصول حاکم بر تحولات تاریخی ، تلاش می کند تا نوعی عدم پیوستگی و گسست را کشف کند و توضیح دهد . در واقع ، تاریخ « در عین حال که تجسم یک شکیبایی طولانی و ناگسسته می باشد ، حرکتی است پویا که در نهایت ، نمامی حد و مرزها را در هم شکسته ، در هم می نوردد.»

به نظر او انقلاب نیز در واقع گسل و گسستی است که تاریخ را به فبل و بعد از خود تقسیم می کند و آغازی نو محسوب می شود . به عبارت روشن تر ، انقلاب همان حرکت پویا و بنیادینی است که مرزهای سنتی حاکم بر تاریخ را در هم می شکند و تغییر بنیادین را بنا می نهد .

در خصوص قدرت نیز فوکو قدرت را نه یک مالکیت و مایملک ، بلکه یک استراتژی می داند ، زیرا به نظر او قدرت ، نه نهاد و نه یک ساختار ، بلکه وضعیت استراتژیکی پیچیده است . در دیدگاه وی ، قدرت ، نه از مقوله مالکیت و تعلق ، بلکه از مقوله استراتژی و تبادل است .

هرجا که قدرت یافت شود مقاومت نیز وجود دارد و به طور اساسی ، شبکه روابط قدرت ، همراه و قرین با اشکال مقاومت و ایستادگی است . در نتیجه شرط وجود قدرت رابطه آن با مقاومت و آزادی است .

فوکو در چارچوب چنین مبانی نظری خاص ، به بررسی و تحلیل انقلاب اسلامی می پردازد . به نظر وی ، حرکت انقلابی مردم ایران ، جنبشی کاملا بدیع ، بی سابقه و متفاوت با حرکت های انقلابی کلاسیک است . انقلاب ایران ، فاقد دو ویژگی مهمی است که معمولا اندیشمندان غربی ، آن ها را نشانه های اساسی پدیده انقلاب می دانند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت 14:32  توسط فاطمه |