تبليغاتX
گفتگوهای تنهایی

 

گفتمان اسلام سياسى و قرائت جديد از اسلام تا قبل از پيروزى انقلاب اسلامى ايران در سياست داخلى و سياست خارجى خصلت استعمارى دارد. در اين مرحله ما شاهد بيان و طرح ارزش‏ها  آرمان‏ها و ايده‏هايى از جانب گفتمان اسلام سياسى هستيم كه در چالش با گفتمان پهلوى قرار دارد و چون قدرت در تصرف رژيم پهلوى است، طرح ارزش‏ها و ايده‏هاى گفتمان اسلام سياسى جنبه صرفاً ايده‏آلى و حاشيه‏اى دارد. در گفتمان اسلام سياسى در سياست خارجى بر عناصرى مانند استقلال و رفع سلطه بيگانه تأكيد مى‏شود و گفتمان پهلوى به دليل عدم تحقق بخشيدن به استقلال ايران و حضور مستشاران آمريكايى در ايران به چالش طلبيده مى‏شود و از رژيم پهلوى به عنون يك دولت دست نشانده ياد مى‏گردد. در اين مرحله گفتمان اسلام سياسى تلاش مى‏نمايد تا به نيازهاى سياست خارجى ايران از طريق مفاهيمى مانند بيگانه‏ستيزى، مقابله با استعمار و امپرياليسم، رفع سلطه و ستم، برقرارى روابط برابر با جهان خارج و حفظ منافع كشور پاسخ دهد و اين گونه نشان دهد كه گفتمان پهلوى در خدمت به اجانب و قدرت‏هاى خارجى و منافع دربار است و سياست‏هاى حكومت پهلوى در عرصه خارجى و روابط بين‏الملل يكى از مهمترين عوامل عقب ماندگى و ايجاد مشكلات متعدد اقتصادى، فرهنگى و سياسى كشور است و براى رسيدن به استقلال و توسعه همه جانبه كشور بايد به آموزه‏هاى گفتمان اسلام سياسى روى آورد. بنابراين به هر ميزان كه بر قدرت و موقعيت نيروى مخالف رژيم پهلوى اضافه مى‏گشت، گفتمان پهلوى تضعيف مى‏شد و زمينه براى تقويت و هژمنوتيك شدن گفتمان اسلام سياسى در سياست خارجى بيشتر مى‏گرديد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 13:41  توسط فاطمه |